روزهای خوب

یه تکنیکی که میشه باهاش روزهای سخت رو گذروند میدونی چیه؟

تموم شدن اون روزها رو تصور کن

اگر حال سخت الانت یک ساعته؛ یک ساعت بعد رو مجسم کن که آسوده ای.

اگر حال سخت الانت حتی یک فصله؛ فصل بعدی رو تصور کن که فارغی.

این طوری تحمل سختی ها راحت تر میشه

امیدواری به روزهای خوب پیش رو؛ بزرگترین حامی و پشتیبانت خواهد بود تا الان رو بگذرونی.

الان رو بگذرون و به روزهای خوب امیدوار باش

گذر زمان

یه روزهایی انقدر خوبن که وقتی تموم میشن دوست داری بشینی و فقط بهشون فکر کنی که چه جوری گذشته اند.

یه روزهایی انقدر سختن که وقتی تموم میشن باز هم دوست داری بشینی و فقط فکر کنی که یعنی این تو بودی که این روز رو گذروندی.

یه روزهایی انقدر کار میکنی از صبح که خورشید میزنه تا شب یادت میره؛ بعضی از کارها رو واقعا اون روز انجام دادی یا دیروزش.

یه روزهایی انقدر بی حوصله ای که هر چی میشینی فکر میکنی به جز نشستن هیچ کار مثبت دیگه ای انجام ندادی.

هر روز یه رنگه
هر روز یه فرمه
هر روز به یه شکل میگذره

اما جالبه که می گذره

جالبیش اینه که نه اون روز قشنگ طولانی میشه
نه اون روز سخت
نه اون روز پر تلاش
نه اون روز کم کار

هر روز خورشید همون موقع که باید توی آسمون پیدا میشه
و هر شب همون موقع که باید خداحافظی میکنه

خوبی دنیا اینه که میگذره.

برنامه ریزی و ایده ال گرایی

توی برنامه ریزی، مهم ترین عامل واقع بینانه بودن برنامه ریزی ه

برنامه ایده ال خیلی خوبه؛ اینکه صبح سر ساعت بلند شیم
سر ساعت کارمون رو شروع کنیم
سر ساعت نهار بخوریم و …

ولی برنامه ایده ال؛ خیلی ممکنه تحت تاثیر واقعیت های زندگی قرار بگیره

و اون وقت اجرا نشه و کاملا روحیه یک روز رو خراب کنه.
برنامه ای که با هدف ۱۰۰ درصد مفید بودن ریخته شده و نصفه نیمه بهم میریزه و حتی ۳۰ درصدش هم حاصل نمیشه.

اما اگر یه برنامه ایده ال نریزیم
به جای ۱۰۰ درصد اهداف؛ به فکر ۵۰/۶۰ درصد اهداف باشیم
و همون ۵۰ درصد اجرا شه؛ نتیجه خیلی خیلی بهتر خواهد بود

اون وقت در طول روزهایی که می گذره هم ما قدم به قدم به اهدافمون نزدیک تر میشیم؛ هم براشون کاری کردیم و هم روحیه مون به خاطر اجرای برنامه بهتر و شادتره.

ایده ال گرا نباشیم.

دوست بدار

به تعداد آدم هایی که دوست داری باید آماده باشی که قلبت شکسته شه یا آزرده بشی.

به تعداد آدم هایی که دوست داری؛ آسیب پذیرتر میشی.

اما یه حس دلنشینی هست در دوست داشتن دیگران که نمیشه ازش دست کشید.

دوست داری نگران کسی باشی؛ دوست داری کسی را دوست بداری؛ دوست داری به کسی فکر کنی؛ دوست داری برای کسی کاری کنی…

و همه این ها باعث میشه بگردی دنبال داشتن کسی که دوستش داشته باشی
که براش فداکاری کنی
که نگرانش بشی
که مراقبش باشی

به همون اندازه قلبت بزرگتر میشه
صبرت زیادتر میشه
وجودت مهربون تر میشه

شک نکن خود جدیدت دوست داشتنی تر میشه.

لطفا اینها را نگو

به افرادی که دوره های سخت زندگی را پشت سر می گذراند، مطلقا چنین چیزهایی نگویید؛

۱- خب حداقل…
همین جا دست نگه دارید؛ خب حداقل چی؛ درد را کوچک جلوه نده.

۲- بهتر میشه، قول میدم.
بسیار خب اگر اوضاع خراب شه این حرف بار سنگینی به دوشتان خواهد شد.

۳- خدا یه فرشته لازم داره.
این یکی گند میزنه، چرا که خدا را مردم آزار و نیازمند تصویر می کند.

۴- هر اتفاقی دلیلی داره.
تنها چیزی که بدتر از اینه تظاهر به دانستن دلیل هست.

۵- یه کم تحقیق کردم و …
اجازه بدهید کار را به کاردان بسپریم.

۶- خب درمان چطور پیش میره، حالت واقعا چطوره؟
خب این از همه دشوارتر است، می فهمم داری تلاش میکنی کنارم باشی و دنیام رو بفهمی، اما بدترین چیزی که میتونی رو تصور کن و آن را در یک جمله جای بده حالا اون رو روزی پنجاه بار تکرار کن. ایا سرت درد می گیره؟ ایا غمگین میشی؟ من هم همین طورم.

بخشی از کتاب هر اتفاقی دلیلی دارد و دروغ های دیگری که دوست داشته ام. اثر کیت باولر ترجمه حسین طیبی

نویسنده کتاب به سرطان دچار شده و این بخشی از کتابی است که در زمان طول درمان و بیماری نوشته است.

یک راه تصمیم گیری

یکی از راه هایی که وقتی در تصمیم گیری مرددی، وقتی دو تا گزینه داری که نمیتونی بینشون بهترین رو انتخاب کنی؛ بهت کمک میکنه اینه که؛

یه قلم و کاغذ برداری؛

دو تا ستون بکشی؛

بالای یکی از ستون ها یکی از تصمیم ها رو بنویسی، و بالای ستون دیگه گزینه دیگرت رو بنویسی؛

و زیر هر کدوم از ستون ها دو تا ستون دیگه بکشی؛ با عنوان معایب و مزایا؛

حالا هر چیزی که توی ذهنت از خوبی ها و بدی ها هست زیر این دو تا ستون بنویس و مشخص کن.

برای هر کدوم از مزایا و معایب؛ بر حسب شدت اهمیتی که برات دارند امتیاز بگذار؛

و اخر سر امتیازها رو با هم جمع کن

ببین کفه به نفع کدوم طرف سنگین تره.

یه موقعایی هم هست با اینکه مزایا و معایب کاملا مشخصه که به کدوم سمت سنگین تره ولی ما دلمون میخواد اون یکی کار رو انجام بدیم.

به نظرم برای علاقه خودمون به اینکه کدوم یکی رو می پسندیم باید بیشترین امتیاز رو در نظر گرفت.

در نهایت تصمیم های پیش روتون قشنگ

هدیه زندگی

زندگی عجیب و پیچیده است

زندگی بهت یه لیمو میده وقتی که خودت برای گرفتن یه سیب سرخ آماده کردی

و بهت سیب میده وقتی که ازش لیمو میخواستی

اگر خودت رو درگیر چیزی که زندگی بهت داده بکنی ازش لذتی نمیبری

چشم باز میکنی و میبینی وقتت تموم شده بدون اینکه سیبت رو حتی یه گاز زده باشی

انتخاب عاقلانه اینه که از هر چیزی که زندگی بهت میده لذت ببری

با تمام وجود بگیریش

با تمام وجود به خاطر داشتنش تشکر کنی

و با تمام وجود سعی کنی از داشتنش لذت ببری

این طوری زندگی رو بردی.

مثبت باش

بعضی روزها عجیب همه چیز خوب پیش میره

هر چیزی سر جاشه

هر کاری که شروع میکنی درست و به موقع تموم میشه

اسباب هر کاری که شروعش میکنی به خوبی فراهم میشه و به خوبی پیش میره

اما یه روزهایی هم هست که مدام گره میوفته توی کارها

اتفاقای ریز و درشت میوفته و نمیگذاره همه چیز اون طور که باید خوب پیش بره

این موقع ها فقط نیاز به یه نگاه مثبت هست

فقط باید ناامید نشی و بابت هر اتفاق بدی؛ خدا رو شکر کنی که اتفاق بدتری نیوفتاده

یا خداروشکر کنی که سهم امروز تو از بدبیاری به همین ختم شده

اون وقت میبینی که ناخوداگاه حالت بهتر میشه

انرژیت مثبت میشه و همین حال خوب کمکت میکنه بقیه روزت رو خوب پیش ببری

حتما امتحانش کن.

خوبی کن


دیدی یه موقع هایی در حالی که ناامیدی یهو همه چی درست میشه

درست لحظه اخر که دیگه به هیچ نقطه روشنی نرسیدی همه چیز دست به دست هم میده و کارت درست میشه.

به نظرم این مزد اون مواقعیه که کار خوبی کردی و کسی ندیده

کار کسی رو راه انداختی و کسی نفهمیده

کسی تشکر نکرده

خودت بودی و خدای خودت

اینجور مواقع انرژی ای که صرف کردی در کائنات باقی مونده تا به جاش، به موقعش، درست همون موقعی که تنهایی، که ناامیدی ؛ به دادت برسه.

پس خوبی کن بی منت

بدون چشمداشت

بدون جار زدن

و بدون خدایی هست که حساب همه ش رو داره.

تصمیم و زندگی


وقتی که دستت توی تصمیم گیری بازه
وقتی همه چیز به تو و انتخابت بستگی داره
راحت تصمیم میگیری

اما فقط کافیه شرایط عوض بشه
فقط کافیه بدونی یا بفهمی که به اون چیزی که قبلا براش برنامه ریزی کردی به هر دلیلی نمیتونی برسی
اون وقت حست کاملا متفاوت میشه

اون وقت ناخوداگاه میبینی داری تمام تلاشت رو برای رسیدن بهش میکنی حتی با اینکه قبلا نمی خواستیش

یه جورایی توی یه دور لج و لجبازی با خودت و خواسته ت میوفتی

میدونی بهترین کار چیه؟
اینکه در مورد هر موضوع مهمی که فکر میکنی و تصمیم میگیری؛ وقتی با خودت کنار اومدی و تصمیم نهاییت رو گرفتی
دلایلت رو از این تصمیم بنویسی
اون وقت خود ده سال بعدت رو مجسم کنی و از نگاه و ذهن اون، به تصمیم الانت نگاه کنی
ببینی خود ده سال بعدت از این تصمیم راضیه، خوشحاله، تو رو برای گرفتنش تحسین میکنه؟

راه پیش روتون سبز و تصمیماتتون درست و قشنگ