گذر زمان

یه روزهایی انقدر خوبن که وقتی تموم میشن دوست داری بشینی و فقط بهشون فکر کنی که چه جوری گذشته اند.

یه روزهایی انقدر سختن که وقتی تموم میشن باز هم دوست داری بشینی و فقط فکر کنی که یعنی این تو بودی که این روز رو گذروندی.

یه روزهایی انقدر کار میکنی از صبح که خورشید میزنه تا شب یادت میره؛ بعضی از کارها رو واقعا اون روز انجام دادی یا دیروزش.

یه روزهایی انقدر بی حوصله ای که هر چی میشینی فکر میکنی به جز نشستن هیچ کار مثبت دیگه ای انجام ندادی.

هر روز یه رنگه
هر روز یه فرمه
هر روز به یه شکل میگذره

اما جالبه که می گذره

جالبیش اینه که نه اون روز قشنگ طولانی میشه
نه اون روز سخت
نه اون روز پر تلاش
نه اون روز کم کار

هر روز خورشید همون موقع که باید توی آسمون پیدا میشه
و هر شب همون موقع که باید خداحافظی میکنه

خوبی دنیا اینه که میگذره.

2 thoughts on “گذر زمان

  1. داود شاکری :

    سلام. اره. روزهای خوشی و سختی می گذره. اما بدی روزهای سخت اینه که یه زخمی روی بدن و روحت میذاره که شاید همیشه جاش هم بمونه. اما ما آدم ها با همین زخم ها هست که بزرگ میشیم و تجربه می کنیم و خودمون رو برای سختی های بزرگتر آماده می کنیم. فقط به قول شما خوبیش اینه که می گذره.

    • حیدری :

      بله همین طوره
      اگر به نسبت هر زخمی که باقی میمونه یک تجربه هم به تجربه هامون اضافه شه و بعدا بتونیم به جا ازش استفاده کنیم چه زندگی رو به بهبودی خواهیم داشت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *